آیا می توان برای «ایده» ها حق مالکیت قائل بود؟

آیا می توان برای «ایده» ها حق مالکیت قائل بود؟


• از محبوبیت بی نظیر «باب دیلن» در میان چندین نسل دوست داران «هنر معترض» که بگذریم، با ماجرای نوبل ادبیات سال 2016 ، دیگر کمتر کسی در سراسر جهان می تواند ادعا کند که نام او را نشنیده است. خواننده و ترانه سرای آمریکایی که به عنوان برنده جایزه نوبل ادبیات معرفی شد اما نه تنها در «اقدامی سارتری» از پذیرش جایزه، سرباز زد، بلکه با بی توجهی کامل و پاسخ ندادن به تماس های مکرر آکادمی نوبل، از این فیلسوف اگزیستانسیالیست هم گامی فراتر رفت و این آکادمی را هیچ انگاشت. اما مگر چه چیزی ترانه های باب دیلن را ممتاز می کرد؟ او که در واقع همان ترانه های بومی قدیمی را «بازخوانی» می کرد یا حتی به گفته مخالفانش آن ها را می دزدید! طبق برآورد ها حدود دو سوم آهنگ های باب دیلن عاریتی هستند.


idea1.jpg


«کربی فرگوسن» در سخنرانی خود در TED -که متنِ زیر، بازگویی سخنان او در این سخنرانیست- معتقد است، «باب دیلن» آهنگ های قدیمی را «بازخوانی» نمی کرد، بلکه آن ها را «ریمیکس» می کرد. «باب دیلن» ملودی آهنگ های مختلف قدیمی را کپی می کرد، سبک خود را به آن ها می افزود و سپس قطعات را با هم تلفیق می نمود. سخنان «وودی کاتری» که همواره الگوی «باب دیلن» بوده شاهدی بر این مدعاست:

چیزی که در یک آهنگ مهم است، «متن» آن است، نگران «ریتم» نباش، ریتمی را از بین ریتم های موجود انتخاب کن! هر جا آن ها آرام خوانده اند، تو بلند بخوان! و هر جا آن ها آهسته خوانده اند تو تند بخوان! به این ترتیب، یک ریتم جدید خواهی داشت.

• مثال بارز دیگر «برایان برتون» است که در سال 2004 قطعاتی از آلبوم سفید گروه «بیتلز» را با آلبوم سیاه «جی.زی» ترکیب کرده و آلبوم خاکستری را خلق کرد. این آلبوم غوغایی در بین مردم به پا کرد و شرکت ضبط آهنگ های «گروه بیتلز» خواستار توقف تکثیر این آلبوم، تحت عنوان «رقابت ناعادلانه» شد.


ide2.jpg

آلبوم «خاکستری» یک محصول «ریمیکس» است. محصولی جدید که از محصولات قدیمی خلق شده است. در واقع این آلبوم از سه تکنیک زیر تشکیل یافته:


ide8.png

«ریمیکس» یک موزیک به این ترتیب انجام می شود: آهنگ هایی از بین همان هایی که قبلا ساخته شده اند انتخاب می کنید، آن ها را قطعه قطعه می کنید، قطعات را تغییر می دهید، سپس قطعات را با هم ترکیب می کنید. به این ترتیب شما یک آهنگ جدید خواهید داشت، با این تفاوت که آهنگ جدید به وضوح در بر دارنده ی آهنگ های قدیمیست.


«کربی فرگوسن» می گوید: اما من فکر می کنم این سه مرحله، فقط خاصِ «ریمیکسِ موزیک» نیستند، بلکه این ها عناصر اصلی «تمام خلاقیت ها» هستند. به نظر من همه چیز، یک «ریمیکس» است و همچنین فکر می کنم این روش بهتری برای درک خلاقیت است.


ide3.jpg

اما قانون «کپی رایت» در آمریکا به مفهومِ فوق، به این دلیل که کاری است که از روی کار یا ایده ی دیگران ساخته شده، حمله می کند. این قوانین، در سراسر دنیا بطور ناشیانه ای «ایده ها» را با «دارایی های شخصی» مقایسه می کنند. امروزه شاید داشتن یک ایدۀ خلاقانه، معادل یک «دارایی» تلقی گرد، اما دارایی که همۀ ما کارهایمان را روی آن بنا می کنیم.

به عنوان مثال «هنری فورد» زمانی گفت: «من هیچ چیز جدیدی اختراع نکردم. بلکه به سادگی، کشفیاتی که دیگران در طول قرن ها روی آن کار کرده بودند را سرِ هم کردم»

• در سال 2007 آیفون شروع به کار کرد. اپل در حالی ارائه شد که زمینۀ آن، در طول سالیانِ متمادی، توسط دیگران شکل گرفته بود. «مالتی-تاچ» یا تکنولوژی لمسی سال ها بود که مورد استفاده قرار می گرفت، اما آیا می توان گفت این ایده در انحصار فرد خاصی است؟ در واقع نه! چون مثلا شرکت اپل، تنها صاحب بخشی از این تکنولوژی است. در دهۀ 80 زمانی که هیچ حق امتیاز انحصاری برای نرم افزارها وجود نداشت تنها شرکت «زیراکس» پیشگام «رابط گرافیکی برای کاربران» بود. فکر می کنید چه اتفاقی می افتاد اگر آن ها حق امتیاز «منو های باز شونده»، «scroll bar» ها، «desk top با آیکن هایی که شبیه پوشه و ورق های کاغذ هستند» را به ثبت می رساندند؟ آیا شرکت جوان و بی تجربۀ «اپل» می توانست در برابر حملۀ قانونی شرکت به مراتب بزرگ تر و بالغ تری چون «زیراکس» ادامه ی حیات دهد؟

استیو جابز در سال 1996 می گوید: «پیکاسو جملۀ مشهوری دارد که می گوید: «هنرمندان خوب» ایده ها را کپی می کنند. اما «هنرمندان فوق العاده» آن ها را می دزدند. راستش ما همیشه در مورد «سرقت ایده ها» جسور بوده ایم.» و البته هم او در سال 2010 می گوید: «قصد دارم اندروید را نابود کنم چون یک محصول مسروقه است.»


idea.jpg

اقتصاد دانان رفتاری این دسته از موضوعات را به Loss Aversion یا «زیان گریزی» نسبت می دهند. ما انسان ها تمایل قوی برای حفاظت از چیزهایی داریم که احساس میکنیم به ما تعلق دارند. اما همین احساسِ بیزاری را هنگام کپی کردن ایده ی سایرین نداریم و بدون وقفه این کار را انجام می دهیم.

Kirby Ferguson معتقد است «قوانین کپی رایت» اساسا هر کار خلاقانه ای را تهدید می کنند و به آن اضافه کنید جریمه های هنگفتی را که در صورت شکستن این قوانین مجبورید بپردازید و حق الوکاله های سرسام آوری که در دادگاه باید بپردازید و ... که نتیجه همه ی این ها نمودار زیر خواهد بود:


ide6.jpg

نمودار دعاوی چهار سال اخیر در حوزه گوشی های هوشمند

آیا این می تواند پیشرفت هنرهای سودمند را توسعه دهد؟


خلاقیت ما از بیرونمان شکل میگیرد، نه از درونمان. ما «خودساخته» نیستیم. همه ما به دیگری محتاجیم، پذیرفتن این موضوع برای ما به معنی متوسط بودن یا مقلد بودن ما نیست بلکه به معنی رها شدن از بند یک تصور غلط است، و این انگیزه ایست که از خود توقع بیش از حد نداشته باشیم، سخت نگیریم و به سادگی شروع کنیم.


Kirby Ferguson

Embrace the remix

TEDGlobal 2012

از اینجا میتوانید ویدئوی مربوط به متن را ببینید

 مطالب مرتبط :

 

1-شیفتگی یا موضع گیری در برابر شبکه های اجتماعی (کامنت صفر)

2-Megatrend یا ابرروند

3-جفتگیری ایده ها

4-آیا میتوان برای "ایده"ها حق مالکیت قائل بود؟

 

تگ ها:

نظرات

    هیچ نظری ثبت نشده است
کاربر گرامی لطفا جهت درج دیدگاه وارد حساب کاربری خود بشوید