پست روزانه

پست روزانه

درک مفهوم “حسین بودن” را از این نقطه آغاز می‌کنم که بفهمم مسئولیت حسین بودن از جاهایی آغاز می‌شود که خیلی دور نیست. انی لم اخرج اشرا و لا بطرا

✔️می اندیشم به تاریخی عظیم از بزرگداشت مردی که عزیز بود اما  ما تعزیت دارانش بسنده میکنیم به طلاکوب کردن گنبد او  و نه طلا شدن در مجاورت کیمیای او

✔️می‌اندیشم که چقدر حقیرند کسانی که زیارت #عاشورا را از حفظ می‌خوانند اما از حفظ اخلاقی ساده در برابر انسان‌های کوچه و بازار و خیابان و خانواده عاجزند

✔️می‌اندیشم به ساده اندیشی کسانی که تعزیت مردی چون حسین را در سیاه کردن  گوشه بیلوبردهای تبلیغاتی خیابانی حقیر می‌کنند و از حسین، وسیله‌ای اسطوره‌ای ساخته‌اند که بپرستندش تا نفهمندش

✔️می‌اندیشم به کسانی که زینب وار بودن را تنها در سیاهی چادر می‌دانند و نه دریدن سیاهی #جامعه ای که زن چادری و غیر چادری را  فقط وقتی خوب می‌داند که در هر شرایطی به هر ظلمی تن دهد

✔️می‌اندیشم  که مبادا دینداری‌ام ، #دین هزاران نفر را آلوده کرده باشد در حالیکه حسین(ع) دینداری داشت که  میلیون‌ها نفر با آن به تعادل و هارمونی می‌رسیدند.
 
من فهمیده‌ام نمی‌توان دم از حسینی بودن زد ولی تعادل نداشت نه در رفتار نه در گفتار.

نمی‌توان حسینی بود ولی لجوج بود و یک دنده …حسین صبور بود بلکه تمام صبر بود، نه لجوج و سرکش!

می‌اندیشم و اندیشه‌ام می‌سوزد و جانم آتش میگیرد و به بزرگی حسین و حقارت و ناتوانی خودم میگریم و پناه میبرم به روزمرگی حقیرم

سلام بر تو روزی که ولادت یافتی و روزی که به #شهادت رسیدی و روزی که دوباره زنده خواهی گشت و به ما مردگان زندگی هدیه خواهی داد.

"علیرضا شیری"

نظرات

    هیچ نظری ثبت نشده است
کاربر گرامی لطفا جهت درج دیدگاه وارد حساب کاربری خود بشوید